تبليغاتX
مجله الكترونيكي كاشانه مهتاب

مجله الكترونيكي كاشانه مهتاب

به مجله الکترونیکی کاشانه مهتاب خوش امدید


 

ميلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،
اسد الله الغالب، علي بن ابي طالب، مبارک باد.

 

ناگهان يک صبح زيبا آسمان گل کرده بود
 

           خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب ميلادت، اي غوغاترين!


           حضرت حق نيز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بيايي، اي معمايي ترين!

           بال هاي خويش را دست توسل کرده بود

 

 

................................................................................................................................

 

به نام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است

 

السلام علیک یا رسول الله (ص)

اسلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

 

 

وقتی میخواستم از سفرم بگم شروع کردم به توضیح و توصیف مدینه ولی دیدم هر چی بگم کتابها و تصاویر کاملتر توضیح دادنو هر چقدر هم که بگم بازم ناقص گفتم و شنیدن کی بود مانند دیدن پس تصمیم گرفتم از چیزهایی بگم نا دیدنی کلماتی که نیاز به دیدن نداره با بیان هم میشه احساسشون  کرد. احساسی که تمامتون لحظه به لحظه کنارم بودید وهمتون رو در قلبم حاضر میدیدم و این نوشته ها تنها خلاصه بسیار کوچکی است از احساسی که در سفر به سرزمین وحی داشتم ......

....................................................................................................................................

وقتی وارد هواپیما شدم هنوز باورم نمیشد که بعد این همه سال درخواست از خدا واقعا به خواستم لبیک گفته و هزار بار شکرش میکردم زمانی مشرف می شم که توانایی درکش رو دارم.

خلبان شروع کرد به خواندن دعای سفر وقتی از روی زمین بلند شدیم ناخوداگاه اشکهام به روی صورتم جاری شد خدایا سپاسگزارم که منو لایق دیدار شهر پیامبرت کردی ممنونم که استحقاق زیارت قبر گم شده دختر خاتم النبیا(ص) به من دادی خدایا خدایا به خاطر همه ی مهربونیات ممنون

تقریبا دو ساعت نیم بعد مدینه /  وای خدای من اینجا همون جایی که میگن مدینه النبی  چقدر مشتاقم تا قبر پیامبر(ص) رو زیارت کنم در فراق قبر دخترش های های گریه کنم.....

صبح وقتی خورشید دلگیر مدینه هنوز از پشت گنبد سبز رنگ رخ نمایان نکرده بود مشتاقانه وارد حرم

شدم ولی باورم نمیکردم انچه از مدینه در ذهن داشتم فقط تصور باشد ......

وقتی وارد مدینه شدم باور نمیکردم اجازه زیارت قبر رسول خدا را نداشته باشم شنیده بودم بر در خانه فاطمه (س) قران چیده اند ولی باور نمیکردم که حتی بر در سوخته و خانه دلسوختگان هم رحم نکرده باشند و خانه ولایت را خراب کرده باشند

هر کسی که گنبد سبز خضرا رو میبینه  دلش میلرزه چون زیر اون گنبد قشنگ که تمام نگاه ها رو محو خودش میکنه قلب بشریت دفن شده و روح اسلام ارمیده ولی وقتی نزدیک میای اونجاست که دلت میشکنه اون موقع که دنبال کوچه بنی هاشم میگردی و یه جای تقریبی با شک نشونت میدن  و هنگامی که وارد حرم میشی و زمان اجازه به روضه النبی (یا روضه رضوان / پیامبر(ص) : از منبر من تا قبر من گوشه ای از بهشت است ومنبر من جایی است که دری از درهای بهشت است)

 رفتار بی ادبانه و تحقیرکننده با ایرانی هاست چه هنگام ورود به مسجد و چه زمان ورود به روضه النبی با گستاخی تمام محل واقعی روضه را دیوار کشیده اند یعنی هیچ گونه دسترسی ومشاهده قبر پیامبر (ص) منبرایشان ومحدوده ان وجود ندارد خیلی دلت میشکنه که به عشق پابوسی پیامبرت امده باشی و مبلغه های عرب با زبان فارسی با وقاحت تمام روبروت بایستند و بگویند وقتی کسی مرد ازبین میرود گریه  وبوسیدن وزیارت قبر مرده یعنی بت پرستی و لقب کافرو مشرک بدهند ونماز خوندن برای مردها و تکریم اونها حتی پیامبر(ص) درست نیست وتمام اینها به چه جرمی ؟ به جرم اینکه ما شیعه علی(ع) هستیم و مهرومحبت علی(ع) وخاندان پاکش  درتمام دلهای ما وجود داره و این همان زخم وکینه دیرینه عرب است که برصورت یاس نبوت وامامت سیلی زد.

ازمسجد که خارج میشی درست روبروی ان صورت سبز که چشمهای همیشه غصه دارش به یه نقطه خیره ست وقتی رد نگاهش رو میگیری یه دشت خاکی میبینی که پشت پنجره ها زندانیه وسطش با فاصله هایی از هم گلهایی از سنگ در اومده همون پنجره هایی که وقتی فیلم یا عکسش رو میبینی دلت از سینه پر میکشه وخودش رو به زیارت اون بهشت خاکی میرسونه غیر قابل توصیفه بدونی اون زنان و مردان بهشتی که وقتی اسم مبارکشون میاد اشکت رو نمیتونی نگه داری با فاصله چند متر اون ورتر2متر زیرخاک اروم خوابیدن و حاضر وبیدار روبروت دارن نگاهت میکنن چه احساسیه گرچه برای رفتن پشت اون پنجره ها هم,   زمان و اجازه داره تا جسم زندانی و روح اسیرمون به دیدار زنده ها برسونیم , گرچه اکثرا پشت در ورودی و یا روبروی پنجره ها از بیرون نماز ودعا میخوندیم و به قول اعراب پرونده کفروشرکمون رو کامل میکردیم .  

  ......................................................................

 از اینکه از مدینه چه ها دیدم  و شنیدم  واینکه پشت سر شیعیان و ایرانیان چقدر دروغ وتهمت گذاشتند تا پامون رو از شهررسول خدا (ص) قطع کنند حرف زیاده دردهای مدینه تمام شدنی نیست واگر تمامشون رو بخوام بگم کتابی خواهد شد به وسعت تاریخ .

ودر اخر مدینه یعنی گریه های فاطمه مدینه یعنی بی مادری فرزندان علی مدینه یعنی درب سوخته خانه فاطمه مدینه یعنی جگر سوخته حسن مدینه یعنی قبر بی نشان فاطمه مدینه یعنی انکار حق انکارعلی و.......

 مدینه یعنی جگر سوخته و چشمان پر اشک وحسرت شیعه

......................................................................................

"روز وداع مدینه" / خدا جون یعنی راست راستی تموم شد یعنی باید ازمدینه دل بکنم ؟ .......

 یه روایت هست که میگه پیامبر(ص) وقتی درمدینه بودن همیشه برای استراحت یا تلاوت قران و...... به یک درختی تکیه میدادن وقتی که میخواستن مدینه رو به قصد مکه ترک کنن وقتی از کنار اون درخت ردشدن چند قدم جلوتر تمام یاران وهمراهان پیامبر(ص) صدای نعره وناله ی بلندی شنیدن وقتی دنبال صدا گشتن پیامبر(ص) نزد درخت امدن به اذن خدا درخت به صدا درامد وگفت من چه طور از شما دل بکنم که مدتی با وجودتان ارامش گرفتم . وحال یارسول الله من چه طور از شما از تمام عشق اعتقاداتم که اینجاست دل بکنم من که حتی اجازه پابوسیتونم نداشتم .

یا فاطمه من عقده دل  وانکردم گشتم گریستم ولی قبر بی نشان تورا پیدا نکردم

دلم نمیاد ونمی خواد که خداحافظی کنه چون از این به بعد همیشه در یاد و روح من حاضر خواهید بود

دلم زنده شد به دیدارتو        نمیرد ان دل که زنده است به یاد تو

.....................................................................................................................................

 

نیت میکنم برای عمره مفرده از زیارت رسول خدا تا خانه خدا قربت الی الله     الله اکبر

سپید پوش میشویم همچون مردگان برای رسیدن از خود به خدا

شاید تمام شوق این سفر پوشیدن همین لباس سفیده از مدینه دل میکنیم وراهی سفری دوباره میشیم وقتی از مدینه حرکت کردیم موقع رد شدن از جلوی مسجد پیامبر(ص) اشک جلوی چشمام رو گرفت تو دلم میگفتم یا رسول الله یعنی ممکنه از درگاه شما دست خالی برگردم یا دست رد به سینه ام بزنید شما و اهل بیت که حتی در برابر دشمنانتون هم رئوف و مهربونید منم با تمام گناهام و کوتاهییام بخشیدید ؟ ............

.....................................................................................................................................

به مسجد شجره رسیدیم چقدر روحانی و قشنگ بود اینجا اذن ورود به مکه است

لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمت لک والملک لا شریک لک  لبیک

خدایا منم بند تو نوای بلند وملکوتی ابراهیم (ع) را شنیده ام و لبیک گفتم دوباره میخوانم

 لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمت لک والملک لا شریک لک لبیک

خدایا  با تمام گناهان و تقصیراتم میخوانمت ای بخشنده ترین ای مهربان ترین جوابم را نمیدهی من که جز تو کسی را ندارم وباز دوباره میخوانمش

لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمت لک والملک لا شریک لک لبیک

خدایا اگر مرا نبخشی به کدام درگاه برای توبه روم من کدام درگه روم گر تو به رویم در ببندی خدایا هر چه میخواهی بگو فقط نگو لا لبیک

دل میشکند و اشک تمام صورت را فرا میگیرد ان وقت از دیوار شکسته دلت صدایش را میشنوی : لبیک خوشامدی بنده ی من منتظرت بودم

کم کم هوا تاریک میشود نماز مغرب و عشا را در همان مسجد زیبا میخوانی راهی دیار یار میشوی

.....................................................................................

قبل از سپیده وارد حرم پاک بندگی شدیم از دیگران بی خبرم ولی قلب خودم ارامش نداشت از پله ها بالا امدیم بدون اینکه حواسم باشه سرم رو بالا اوردم  انچه مقابلم دیدم زیبایی بود که دیگر قلبم هم توان تپش نداشت سریع نگاهم را پایین اوردم اذن دخول میخوانیدم اصلا توان ایستادن نداشتم نفسم بالا نمیامد و فقط اشک بود که قدرت باریدن داشت نه چیزی میفهمیدم نه کسی رو میدیدم نمیدونم توی این عالم بودم یا نه با حرکت گروه نفس عمیقی کشیدم " خدایا خودت کمکم کن "

ارام وارد گرداب عاشقی وبندگی شدیم نزدیک حجرالاسود دست راست را بالا اوردیم بسم الله الله اکبر و هفت دور گرد حریم امنش پر گشودیم تا به اوج بزرگی اش پرواز کنیم

وحال بعد طواف بندگی سجده کن دربرابر تمام جبروتش پشت مقام اولین نمازگزار.

(بعد نماز طواف به سمت چاه زمزم رفتیم کمی اب خوردیم سر وصورت و سینه خود را با پاکترین اب زمین متبرک کردیم .)

حال که طواف و نماز ابراهیم (ع) را به جا اوردی همچون هاجر سعی بندگی کن و باز هفت بار, از صفا به مروه و از مروه به صفا وقتی سعی را به جا میاوردیم به نااگاه یاد شیر خواره  تشنه ای افتادم که نوای العطشش جگر صحرایی را سوزانده بود و سر انجام به جای اب با شربت پاک شهادت سیراب شد به یاد پدری که خداوند قربانی   کردن فرزندانش را پذیرفت .

بعد سعی نوبت طواف نسا است باز هفت دور از حجر تا حجر این بار سبک بال تر پر میگشاییم و پشت مقام ابراهیم (ع) نماز نسا به جا می اوری و در اخرین الله اکبر تا اوج مهربانی اش پرواز میکنی .

خدایا سپاسگزارم که مرا از فرش تا عرش خواندی

سپازگزارم که مرا در اقیانوس اغوشت پاک گردانیدی

به خاطر لیاقت بندگی ات سپاسگزارم  

چقدر لذت بخش است وقتی صورت بر روی دیوار خانه اش میگزاری وقتی در دامان هاجر می ایستی سینه وصورتت را بر دیوار کعبه میگزاری انگار که دراغوش میگیری اش واز اعماق وجود صدایش میکنی خدایا ای مهربانتر از مادر من بنده تو هستم به درگاهت امده ام با من انچنان کن که تو شایسته انی

و به جای تمام انهایی که با اشک و اه تورا راهی کردند به جای تمامی انان که دلشان میخواست جای تو باشند خدا را صدا میزنی .

.......................................................

ودر اخر روزی که باید از تمام این لذت شیرین دل بکنی و,  وداع کنی با هر انچه تورا فراخوانده , مثل روزی که امده بودی باور نمیکنی وقتی هواپیما ارام در فرودگاه نشست هم باور نمیکردم ولی تفاوت این باور و ان باور رویای قشنگی ست که هیچ گاه فراموشش نمیکنم برایش دلتنگ میشوم و در فراقش اشک میریزم .

خدایا تو را به حق خداییت این لحظه های شیرین باز هم نصیبم کن و تمام انان که دوستاشان میداری را به خانه ات دعوت کن .

..................................................................................

 

 

 

سلام دوستان گلم

 

 حلول ماه مبارك رجب و ميلاد با سعادت  حضرت امام محمد باقر(ع) را تبريك و تهنيت عرض مي كنم.

 

متن بالا دلنوشته  زيباي گلبرگ عزيز بود از سفر روحاني و با بركت حجش.

 

جاداره ازش تشكر كنم هم به خاطر اينكه با توصيفات قشنگش  منو دوباره به اون حال و هوا برد و هم اينكه مجله را قابل دونست و دلنوشتشو برامون فرستاد .

البته دو تا عكس قشنگم بود كه من تا الان نتونستم بذارم . با اينكه اپلودش كردم ولي بلاگفا قبولش نميكنه . سعي مي كنم در اولين فرصت بذارم.

 

 

 

التماس دعا

 

 

׀ +׀ نویسنده: بهاره سادات ׀ تاریخ: سه شنبه دوم تیر 1388 ׀ موضوع: سفرنامه حج ׀

مجله الکتونیکی کاشانه مهتاب شماره 3

 

 

 

              بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

یا فاطمه "س" من عقده دل وا  نکردم

                 گشــتم  ولی قبـــــر تو را پیـــدا نکردم

چشـــم انتــظارم ،  مـــهدی "عج" بیاید

 تــا تـــربـتــت را پــیــــدا نــمـــایـــد

 

 

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) مقدمتون را به مجله کاشــــانه مهتاب خوش امد میگم.همچنین از اینکه برای سفرم دعا کردید و ارزوی قبولی کردید بینهایت ممنونم.واز خدا میخوام به زودی قسمت همه شما دوستان عزیزم بشه. چند تا عکس به عنوان سوغاتی و تبرکی  تو مجله قرار دادم  که امیدوارم از من قبول کنید.

نکته ای را هم باید به عرض برسانم .بعضی از دوستان خواسته بودند تا برای سریع لود شدن مجله هر بخش مجله  در صفحه ای جداگانه باز بشه . که منم برای شماره قبل این کارو انجام داده بودم و هر بخشی را در یک صفحه جداگانه  نوشته بودم .همه چی همونطور که میخواستم پیش رفت  تا اینکه وبلاگ را اپ کردم و  با کمال تعجب دیدم قالب صفحات جداگانه با قالب وبلاگ فرق داره .بنابراین کد قالب وبلاگ را در صفحات جداگانه قرار دادم ولی وقتی مجله را دوباره اپ کردم هیچ کدوم از لینکها و ادرسهای صفحات جدا باز نشد و در واقع کار نکرد. و من هر کاری کردم نتونستم این مشکل را برطرف کنم و چون وقتی نداشتم و خودمو باید برای سفر حاضر میکردم ناچار شدم به همان صورت قبلی اپ کنم. برای این شماره هم  همه سعیمو کردم تا مشکل را بر طرف کنم ولی متاسفانه بلاگفا برای صفحات جداگانه قالب وب منو ساپورت نمیکنه ولی قالبهای خودشو ساپورت میکنه. بنابراین من مجبورم برای صفحات جداگانه از همین قالب ساده خود بلاگفا  استفاده کنم .

 

 

هر صفحه از مجله به صورت صفحات جداگانه از لینکهای زیر قابل دسترسی هست. و من در صفحه اصلی به صورت فهرست وار عناوین هر صفحه رو گذاشتم. امیدوارم بخونید و لذت برید.

 

 

 

 

 

 

قدمهای مانده تا بهشت:

در این صفحه می خوانید: داستان  رسولان. چندایه از قران کریم. برگی از نهج البلاغه . سخنان حضرت علی (ع) بعد از خاکسپاری حضرت زهرا(س) .ادامه مبحث رجعت .بردن امام زمان به اسمان توسط روح القدس. شعر و چند عکس.

 

 

 

رنگین کمون  :

در این صفحه میخوانید :  داستانهای کهن . امار عجیب درباره انسانها . عجیبترین درخواست طلاق . و عکسهای مرتبط.

 

 

رویای هفت رنگ :

در این صفحه میخوانید:  مصاحبه هنگامه قاضیانی . گزارش هنوز ازشغل مورد علاقه هنرمندان. گفتگوی شهاب حسینی.

 

بوی بارون:

در این صفحه مطالبی درباره جشن نفس و عکسها ی هنرمندان از دوره های گذشته این جشن خواهید دید.

 

 

 

ایران زمین:

در این صفحه می خوانید: و ان روز قلب ملت از کار افتاد  .  مطالب و عکسهای از قیام خونین 15 خرداد خواهید دید.

 

مطالب ارسالی شما :

 دراین صفحه مطلب بسیار زیبا درباره  ام ابیها  حضرت فاطمه زهرا(س) که گلبرگ عزیز برای مجله فرستادن خواهید خواند .این مطلب به قدری زیبا بود که من در همین صفحه نخست گذاشتم.

 

در ادامه مطلب تعدادی عکس و دل نوشته ای ازروزهای خوب مدینه و مکه هست که به عنوان سوغات از من قبول کنید.

 

 

 

مطالب ارسالی شما

 

این مطلب فوق العاده زیبا را گلبرگ عزیز برای مجله فرستادند تا دوستانمون هم استفاده کنند.

با تشکر فراوان از گلبرگ عزیز

 

یا زهرا سلام الله علیها ادرکنی

شخصيت ‏حضرت فاطمه(س)

از كرانه كوثر

فاطمه! اى گلواژه آفرينش!

كجا زبان ما را رسد كه وصف تو گوييم و كجا به انديشه ما آيد كه ذكرتو آريم، و كجا توان قلم بود كه نقش حسن تو نويسد و كدام آينه است‏كه درخشش نور تو را بتاباند.

فاطمه! اى بزرگ‏بانو!

اى نام تو، جامع كمالاتت كه گوياى عصمت آتش‏سوز توست. اى آن كه‏دامنت، رسالت‏سردار توحيد را پرورد. اى آن كه مهر رخت،خورشيد فروزان مريم و آسيه و خديجه را فزونتر است; چرا كه‏جهان بانوان را تو سرورى. اى آن كه شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشيده‏اى. اى آن كه بر گرده گيتى، دوريحانه مصطفى(ص) را مادرى، پس نقش‏آفرين كربلاى 61 تويى; آرى‏تويى. اى آنكه بر در بهشت، نامت نقش بسته است، تو مظهر خشم‏خدايى، تو جلوه‏گاه رضاى حقى.

و تو اى نامت، زينت‏آراى آستانه بهشت، تو چه ديدى؟ چه كشيدى كه‏جز خداى، خبر ندارد! آن فرشته كه تسليت‏بخش دل آزرده و به‏غم‏نشسته‏ات بود، چه مى‏گفت؟ چگونه تسليتت مى‏داد؟

فاطمه! اى دختر رسالت!

اى به حق واصل! اى ناجى شانه‏هاى در بند بردگى! همه مى‏گفتند: اين‏دختر رسول خداست، او فرزند رهبر ماست. ولى تو يادگار همسرت‏را از گردنت‏باز مى‏كنى، و گردنى را با بهاى آن آزاد مى‏سازى، چرا كه‏مايه مسرت قلب پيامبر است.

فاطمه! اى زاير قبر شهيدان!

تو گلواژه شهادتى. تو بهشتيان را جلودارى. تو مظهر حيايى. چه كسى‏را رسد كه فرداى قيامت در مسيرت سر بر آرد. اى خلايق! سر فرودآريد! چشم فرو بنديد كه حيا مى‏آيد. پس چگونه بود كه همين ديروز،آرى آن روز كه در سوگ بودى، تو را حرمت نداشتند؟ چه كسى درخانه توحيد را پاس نداشت؟ چه كسى جمع بهشتيان را پريشان كرد؟تو را پدر، «شافعه‏» خواند چرا كه بانوان بهشتى به شفاعت تو دربهشت‏خانه گزينند.

فاطمه! اى واژه خوشبختى!

تو واژه خوشبختى را معنا بخشيدى. تو توحيد را خانه‏دارى كردى.دستى كه چرخ هدايت را مى‏گرداند، همو آسياى كوچك خانه‏خويش را براى پخت گرده نانى مى‏چرخاند. شاهدش دست پينه‏بسته‏و تاول‏زده است. همو كه در كنار خندق براى پدر، گرده نانى مى‏برد، وهمو كه شمشير مجاهد مردى چون على مرتضى(ع) را مى‏شويد، و هموكه در دفاع از ولايت و فدك كه مظهر افشاى دوزخيان و دشمنان‏سامرى‏نسب بود، به خطابه مى‏نشيند، آرى، همو غنچه دامن خويش‏را به سينه مى‏چسباند تا از گريه باز ايستد و مهر مادر بچشد.

فاطمه! اى ام‏ابيها!

تو پاره تن پدر بودى. تو را مى‏بوسيد و تو نيز مى‏بوسيدى. مى‏بوييد، به‏جاى خويش مى‏نشاند، آخرين وداعش با تو بود و اولين خير مقدم ازتو. چرا تو عزيزترين مردم برايش بودى؟ آيا چون فقط دخترش بودى!او كه دختران ديگر نيز داشت. تو را از بهشت گرفته بود و دامنت‏جايگاه شكوفه‏هاى سرخ ولايت كبراى حق بود. تو جوابگوى پرسشى‏بودى كه ديگران مانده بودند. بازو و پهلويت، نشان از مرزبانى حريم‏ولايت و امامت دارد.

فاطمه! اى پاره وجود مصطفى!

در كنار خندق بر تو چه گذشت؟ براى پدر چه آورده بودى؟خودت گفتى:

«نانى است كه براى فرزندم پخته‏ام; تكه‏اى از آن را براى شما آوردم‏».

پاسخ پدر با دل تو چه كرد؟

«اى دخترم! بدان كه اين اولين غذايى است كه بعد از سه روز در كام پدرت‏جاى مى‏گيرد».

فاطمه! اى گلبانگ ولايت!

تا تو مى‏خروشيدى و تا بر منافقان بانگ برمى‏آوردى، كسى را ياراى‏سلطه بر ولى خدا نبود. تو «ام‏ابيها»ى پدر و همچون او، ركن همسربودى، و چه زود اين دو استوانه ولى(ع) فرو ريخت. خوانده‏ايم كه توبعد از پدر، تبسم را از ميان بردى. تو ديگر نخنديدى; خنده كه هيچ،حتى تبسمى ننمودى; جز يك تبسم پرمعنا! براى چه بود؟ مگر آنگاه‏كه شبه‏تابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را ديدى، كدام‏آرزويت را جامه عمل‏يافته مى‏ديدى؟

شايد پيكرت را در آن، مصون از ديده بيگانه مى‏ديدى كه بر اين حسن‏قضا لبخند مى‏زدى. مگر در آن دل شب، چند نفر به مشايعت‏بدن‏پاكت مى‏آمدند؟ و شايد هم لحظه «لحاق‏» موعود را در ذهنت‏نقش‏بسته مى‏ديدى. تو نظاره‏گر چه عالمى بودى كه بر آن لبخندمى‏زدى. نيك مى‏دانيم كه تو پايان غم هجران پدر را و لقاى‏پروردگارت را در آن مى‏ديدى.

تو از پيراهن پدر چه مى‏بوييدى كه مدهوش مى‏افتادى. تو ياد صداى‏مؤذن پدر كردى; مگر آن صدا يادآور چه خاطراتى بود؟ بلال كه‏ديگر بناى اذان گفتن نداشت، ولى چه كند كه پاره تن مصطفى(ص)خواسته است. پس چرا اين صدا در گوش مؤذن پيچيد كه: بلال! ادامه‏نده، كه فاطمه(ع) جان داد!

فاطمه! اى راز سر به مهر!

تو مگر يگانه يادگار اشرف كاينات نبودى؟ چرا كسى نبايد از درد توآگاه باشد؟ گويا تو با اين سكوت، با عالمى سخن دارى; سخن از ظلم‏نفاق‏پيشگان; سخنى در سكوت; سكوت شبهاى على(ع) كه پرستاريت‏مى‏كرد; سكوت غسل شب و دفن شب و پنهانى قبر. تو با على(ع) كه‏سرور سينه‏اش بودى، چه رازى، چه سرى، چه عهدى داشتى كه باگونه‏هاى تر، مقابل قبر مصطفى(ص) از قلت‏شكيبايى خود، در غم‏فراقت‏سخن مى‏گويد؟

راستى اى جلوه‏گاه صبر و رضا! مگر آن روز كه نشان قهرمانى را به‏بازويت گرفتى، به على(ع) نگفتى كه چه گذشت؟ مگر به او نگفته بودى‏كه استخوان پهلو، ضربه ديده است؟ هاى! خلايقى كه در قيامت، درمعبر عبور فاطمه(ع) سر به زير و چشم بر هم مى‏نهيد، آيا مى‏نگريد كه‏سامرى‏مسلكان، بر بازوى فرزند «و ما رميت اذ رميت، ولكن الله‏رمى‏» چه فرود مى‏آورند؟ آيا مى‏شنويد ناله جانسوز فرزند «و ماينطق عن الهوى، ان هو الا وحي يوحى‏» را كه چه سان ميان در وديوار كمك مى‏طلبد؟

فاطمه! اى كوثر حيات!

حيات تو، شهادت تو، قبر تو، همه و همه، افشاگر خط سامرى‏صفتان‏است.

اى مقتداى ما! خط سرخ شهادت را ملت ما، كه امامشان آنان رافرزندان معنوى كوثر تو خواند، از تو و گلهاى دامنت گرفته‏اند. نيك‏مى‏دانيم كه حضور تو در صحنه محشر، محشر ديگر است. آنگاه كه‏قايمه عرش را به دست مى‏گيرى و داورى خون گل كربلايت راخواهانى.

به خداى كعبه سوگند كه حق از آن تو است، و بهشت در انتظارت.آنك دلمان به حضور تو خوش است; ما را درياب.

 

 

 

 

در پایان دوباره ایام سوگواری شهادت جانسوز بهترین مخلوقه ی خداوند را به

 

 پیشگاه امام عصر(ع)و تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم .

 

 

 

 نظر یادتون نره.

 

موفق باشید.

 


ادامه مطلب
׀ +׀ نویسنده: بهاره سادات ׀ تاریخ: یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ׀ موضوع: سفرنامه حج ׀

در باره من

به نام نامی نامی که جز او نامی نیست.
با سلام خدمت همه دوستان عزیز. من بهاره سادات متولد 10 مهر62 تهران هستم فوق دیپلم کامپیوتر و در حال حاضردانشجوی کارشناسی ناپیوسته کامپیوتر .می توانید از طریق این ایمیل با من در ارتباط باشید.
bahare_sadat@yahoo.com
از اینکه این مجله را برای خواندن انتخاب کردید متشکرم.


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· مجله الکترونیکی کاشانه مهتاب شماره 14
· تولد...
· پدر بزرگ
· ماه مبارک رمضان
· میلاد حضرت مهدی (ص) مبارک
· مجله الكترونيكي كاشانه مهتاب شماره 13
·
· میلاد حضرت زهرا(س)
· مجله الکترونیکی کاشانه مهتاب شماره 12
· شهادت حضرت زهرا(س)



آرشیو موضوعی

· سفرنامه حج


لینکدونی

· مــــــــــــــــــوج مخالف
· يادداشت(سارا عزيزم)
· اتنه فقيه نصيري(علي)
· جزيره ارزو هـــا ( ارزو )
· سكــــــــــــوت ( مينو )
· مجله سرگرمی بلاگفا
· بغض پا به مـــــــــــــاه
· ***NEWSBOY****
· استاذنا ( تلمیـــــــذ )
· مهناز افشار(ياسمن)
· چیزی شبیه روزنامـه
· وبلاگ علمی (مريم)
· الهه عشـــق (هادي و رعنا)
· مجله الكترونيكي رزسرخ(ربكا)
· همه چیزدرباره مهدی صبائی
· پر بازدیدترین وبلاگ در بلاگفا
· فصل گـلايه (شعیب صفری)
· به روزترین وبلاگ طنز (گلكار)
· كتيبــــــــه ( شعیب صفری)
· .:♥ شــــروع نو ♥:.(ناخدا)
· يـوم الفــــــــــــرج ( اسدی)
· يادداشت هاي يك وبلاگــــر
· نردباني تا خـــــــــــــــــــدا
· كانون هواداران ليندا كيانــــي
· كانون هواداران نيوشاضيغمي
· ورزشي ( مهريار ناظـــمي )
· شهناز ( شـــــــــــــــاهين )
· يادداشت هاي يك خبر نگــار
· پسر بــــــــــــــــــــد (محمد)
· كلبه حسين وكيلي (مجري)
· توكاي مقدس(توکانیستانی)
· وبلاگ یک پســــــر خوب !!!
· دست نوشته های یک دیوانه
· مجموعه عکس خواهران بلند قامت
· وبلاگ رسمي هواداران مهراوه شريفي نيا
· کانون هواداران شیـرازی نیوشا ضیغمی
· ماهنامه سینما و ادبیات ادم برفی ها
· کلبه فرهنگی حسین اکبری نودهی
· هواداران هميشگي پوريا پورسرخ
· كانــــــون هواداران پوريا پورسرخ
· هواداران 2اتيشه پوريا پورسرخ
· هواداران سوپر استار بزرگ باران کوثری
· شیطونی های دختر دبیرستانی
· مناجات نامه خواجه افشــو الله
· وبلاگ خانــواده سيد محمدي
· كيمياگـــــــر ( اقاي شريفيان)
· براي تـــــو اي بهترينم (بهاره)
· وبلاگی از یک هوادار پوریا پورسرخ
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات



فال حافظ- اشاره اي فرما


ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM